تبليغاتX
ترویج و آموزش کشاورزی
 
 

روستائيان يعني:

-         بندگان خالص و مخلص خداوند متعال

-         اعضاي پاک نهاد هر جامعه

-         منبع اصيل ذخاير فرهنگي جامعه

-         منشا تامين نيروي انساني هر جامعه

-         عاملان سازندگي و آباداني هر سرزمين

-         بازوان هميشه فعال پيکره هر اجتماع

-         مولدان خستگي ناپذير در مبارزه با ناملايمات طبيعي

-         شهروندان محروم و کم توقع ولي پرثمر به حال ملت و دولت

و لذا به قوت مي توان اظهار داشت که: روستائيان سرمايه هاي يکتا و بدون بديل هر دولت و ملت در هر جا و مکان و هر عصر و زمان هستند.

فرد عامل و عنصر اصلي تشکيل دهنده خانوار, خانواده و جامعه است. هرگونه تلاش و کوشش براي رشد و پرورش و تعالي کيفي فرد موجب مي گردد که در يک فرايند تکاملي, يک عنصر و عامل پرورش يافته و مطلوب به واحد اجتماع افزوده گردد. افزايش تدريجي و مستمر افراد پرورش يافته, مترقي و متکامل بر پيکره جامعه و رسوخ و اشاعه الگوهاي پنداري و رفتاري آنان در اجتماع خود يکي از اساسي ترين راههاي رشد مطلوبيت ها در کل پيکره جامعه در طول زمان است.

در بحث جوانان و آموزش و توسعه آنان به عنوان مهمترين عامل توسعه از بعد نيروي انساني توجه به موارد زير الزامي است:

-         تبيين اهميت پرورش و آموزش جوانان روستايي و توجه به نقش آنان در فرايند توسعه بخش کشاورزي.

-         بررسي اجمالي سابقه اقدامات در زمينه جوانان روستايي در ايران و توجه به تجارب ديگر کشورها با توجه به الزامات فرهنگي.

-         پيشنهاد در زمينه هاو روشهاي جذب و نگهداري جوانان روستايي در بخش کشاورزي.

 

اهميت پرورش و آموزش جوانان روستايي:

جوانان روستايي نه تنها مولدان آينده براي تامين مواد اوليه و فراورده هاي غذايي و صنعتي در جامعه هستند. بلکه به حکم روند رو به گسترش و نفوذ روزافزون تکنولوژيهاي اتوماسيون و مکانيزاسيون در مناطق روستايي و به تبع آنها مهاجرتهاي اجباري جمعيت سرريز مناطق روستايي به شهرها, اينان بخش عمده اي از جمعيت شهرنشين جامعه را تشکيل داده و در آينده هم تشکيل خواند داد.

جوانان روستايي در شرايط نامساععد زندگي و عدم مهيا نمودن يک بستر مناسب براي شکوفايي و پرورش طبيعتاً نمي­توانند مولدان مترقي در پيشبرد بخش کشاورزي و نه شهرونداني ماهر و موثر در جوامع شهري باشند. بدين ترتيب شايستگي ها و ظرفيتهاي فطري قشر قابل ملاحظه اي از جمعيت بالقوه مستعد توليد, در طول عمر آنان ناشکفته و راکد باقي مي ماند. که اين هم يکي از موانع مهم در راه توسعه و علي الخصوص توسعه منابع انساني تلقي مي گردد.

جوانان روستايي داراي نيازهاي گسترده­اي به آموزشهاي اصولي و مهارت آموزشي در زمينه هاي کشاورزي, حرف روستايي و صنايع جنبي کشاورزي و خانه­داري از يک طرف و آموزشها و مهارتهاي مربوط به تجمع و ايجاد تشکلهاي توليدي و رهبري محلي از طرف ديگر در مجموع به منظور نيل به يک زندگي نسبتاً مرفه و مترقي در روستاهاي خود هستند.در يک جمله جوانان روستايي سرنوشت سازان فرهنگ و اقتصاد و آينده جامعه هستند.

 

زمينه هاي پرورش در زمينه توجه به جوانن روستايي در فرايند توسعه

تعيين زمينه هاي پرورشي يکي از اساسي ترين مباحث در انجام فعاليتهاي جوانان روستايي است. و از دو بعد داراي اهميت است:

1-     زمينه انتخابي مي­بايد در برخورد اول براي جوان روستايي جالب و جذاب باشد.

2-     بعد و جنبه ديگر مساله کاربرد زمينه هاي انتخابي است که بايد براي جوانان روستايي موثر و سودمند و قابل کاربرد باشد و اين بدان مفهوم است که انتخاب اين زمينه ها هم مي باسد به شيوه اي انتخاب گردند که آشنايي و تسلط بر آنها بتواند در زندگي اقتصادي حال وآينده جوانان به هر روش ممکن موثر واقع شود.

با توجه به اين مقدمه اينک ميتوان به چهار زمينه فعاليت براي جوانان روستايي در قالب تشکلهاي رسمي روستايي اشاره داشت:

1-     زمينه هاي پرورشي

2-     زمينه هاي فني

3-     زمينه هاي توليدي

4-     زمينه هاي اجتماعي

 

1-     زمينه هاي پرورشي:

در اين بخش ميتوان به فعاليتهايي از قبيل مقاله نويسي, روزنامه نگاري, نقاشي, عکاسي, فيلمبرداري و تئاتر و ورزش و ديگر فعاليتهاي فرهنگي – ادبي – هنري اشاره داشت. در اين بين شايد مناسبترين کار براي پرورش جوانان روستايي کمک به تاسيس و اشاعه همين کانونهاي پرورشي در مناطق روستايي و در جوار واحدهاي آموزشي رسمي در هر روستا باشد. بکارگيري و توسعه اين کانونها توسط هر نهاد آموزشي و ترويجي در مناطق روستايي مستلزم بررسي به منظور استفاده از تجربيات چند ساله برنامه ريزان و مجريان و مربيان اين کانونها در واحدهاي آموزشي و پرورش در مناطق مختلف کشور است.

2-     زمينه هاي فني:

جوانان روستايي به مثابه جوانان شهري علاقمند هستند که به مهارت هاي فني و تکنيکي مرتبط با محيط زندگي و اشتغال خودآگهي و تسلط يابند. آنان هم مي­خواهند استعدادهاي ذاتي خود در فراگيري روشهاي فني را مثل هر جوان ديگر بازمايند.  بنابراين برخي مشاغل و مهارتهاي فني از قبيل: برق کاري, سيم کشي, لوله کشي, بلوک زني, طرز کار با ماشين آلات جديد کشاورزي وکاربرد ابزار و دنابله بندها, سرويس و نگهداري ماشين آلات, تعمير ماشين آلات, قطعه سازي ماشين آلات, فلزکاري و جوشکاري و برخي مشاغل و مهارتهاي فني ديگر از اين قبيل بايد مورد توجه جوانان روستايي قرار گيرد.

 

3-     زمينه هاي توليدي:

اين زمينه ها شامل فعاليتهايي چون آموزش توليد محصولات زراعي و باغي, پرورش دام و طيور و کرم ابريشم و آبزيان, و مواردي از اين قبيل و نيز آموزش صنايع لبنيات سازي, صنايع تبديل محصولات زراعي و صنايع بسته بندي و يا آموزش هاي مربوط به جنگل کاري, مرتع کاري و يا ايجاد فضاي سبز مي شود.

 

4-     زمينه هاي اجتماعي:

اين زمينه ها فعاليتهايي را شامل مي­گردد که عمدتاً از طريق ايجاد شرايط لازم و در جهت تجمع افراد در قالب تشکلهاي متنوع, امکان همياري, تعاون و مشارکتهاي اجتماعي را فراهم مي سازند. بررس و اقدام در خصوص تاسيس انجمنهاي مختلف فرهنگي, ادبي, هنري و ورزشي و نيز تشکيل گروههاي حرفه­اي – مهارتي و تخصصي- عمراني و تعاوني در سطوح مختلف محلي و منطقه­اي و حتي ملي خود از جمله مهمترين فعاليتهاي فعاليتهاي است که روحيه همياري و مشارکتهاي اجتماعي را در جوانان روستايي پرورش و تقويت مي نمايد.

 

راهکاري افزايش ماندگاري جوانان روستايي در روستا و فراهم شدن مقدمات توسعه بخش کشاورزي:

-         کاهش فاصله و سطح زندگي بين شهر و روستا از طريق افزايش امکانات زندگي در سطح روستاها مانند آب و برق و گاز و تلفن و مدارس و بهداشت و اشتغال پايدار.

-         توجه به امر اموزش جوانان روستايي و سرمايه گذاري بر روي منابع اسناني جوان

-         تخصيص اعتبارات و تسهيلات جهت تاسيس و راه اندازي بنگاههاي توليدي در مناطق روستايي با هدف گسترش اشتغال جوانان روستايي.

-         گسترش تفکر جهاني شدن وگسترش خطوط ارتباطي و مخابراتي در مناطق روستايي و گسترش روستاهاي اينترنتي.

-         اطلع رساني در مورد شيوه هاي نوين کشاورزي و توجه به بازارهاي جهاني, که گام نهادن در اين فرايند نيازمند توجه به اعتبارت بيشتر, برنامه ريزي نظام مند, جايگزيني کشاورز فرسوده و مسن با کشاورز جوان و کشاورزی دانايي محور می باشد.

نوجوانان و جوانان امروز طبيعتاً پدران و مادران و نيز مولدان و خادمان جامعه فردا هستند. هرگاه نسل هاي نوجوان و جوان روستايي امروز در شرايط فقر آموزشهاي فرهنگي بارآيند, مسلماً نمي­توان انتظار داشت که بتوانند پدران و مادراني آگاه و مولدان و خادماني ماهر و مجرب و قابل و شايسته اي براي فرداي جامعه خود باشند. از اين رو دورنماي رونق زندگي و رفاه اقتصادي و پيشرفت فرهنگي جامعه فردا را, الزاماً مي بايد در نحوه آموزش و پرورش و روشهاي آماده سازي نسل جوان روستايي امروز جستجو کرد. بنابراين هرآنچه امروز براي تکامل و تعالي جوانان سرمايه گذاري معنوي و مادي بشود, ارزش افزوده مسلم آن, در دوام و قوام و خوشبختي جامعه فردا ظاهر و شکوفا خواهد شد. و اين بويژه در مورد جوانان روستايي صادق است.

  نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 10:53  توسط سليمان رسولي آذر 

انواع يادگيری

 

مقدمه

با توجه به تعريفي که از يادگيري مي‌شود و آن را تغييرات کم و بيش دائمي رفتار در نتيجه تجربه مي‌دانند، مي‌توان تصور کرد که با انواع يادگيري در زندگي مواجه خواهيم بود، به اين دليل که فرد از زمان تولد تا سالمندي تجارب مختلفي در حوزه‌هاي مختلف کسب مي‌کند. تلاشهاي مکرر براي راه رفتن ، سخن گفتن ، غذا خوردن ، ارتباط با همسالان ، دفاع از خود ، مطالب آموزشگاهي ، مهارتهايي مثل رانندگي ، يادگيري مشاغل و ... نمونه‌هايي از يادگيريهايي هستند که فرد در طول زندگي خود به شيوه‌هاي مختلفي آنها را ياد مي‌گيرد. نظريه پردازان مختلف انواع مختلف يادگيري را معرفي کرده‌اند.

 

يادگيري کلامي

يادگيري کلامي نوعي از يادگيري است که زماني حاصل مي‌شود که محتواي آموخته شده بوسيله فرد شامل واژه‌ها ، هجاهاي بي‌معني ، يا مفاهيم مي‌شود. زمانيکه دانش آموزي سعي مي‌کند زبان جديدي را ياد بگيرد و شروع مي‌کند به يادگيري کلمات و لغات ، در واقع از يادگيري کلامي بهره مي‌برد. همچنين دانش آموزي که سعي مي‌کند بخشي از کتاب زيست شناسي را ياد بگيرد، مثل اصطلاحات و مفاهيم مربوط که در آن بخش ارائه شده است در واقع از يادگيري کلامي استفاده کرده است.

يادگيري کلامي در مقابل يادگيري حرکتي قرار دارد و هر چند فرض مي‌شود که يادگيري کلامي از لحاظ و شناختي در سطح بالاتري قرار دارد. اين مساله يادگيري کلامي را در مقامي ممتازتر از يادگيري حرکتي قرار نمي‌دهد. ابزاري که براي بررسي يادگيري کلامي مورد استفاده فراوان و سودمند قرار گرفته است، ليست مربوط به هجاهاي بي‌معني بوده است. در اين نوع از آزمايشات فهرستي از هجاهاي بي‌معني را به آزمودنيها مي‌دادند يا برايشان مي‌خواندند و در فواصل زماني معين از آنها مي‌خواستند هجاهاي خوانده شده را يادآوري کنند. ميزان مواد يادآوري شده ، معرف ميزان يادگيري کلامي فرد بوده است.

 

يادگيري حرکتي

يادگيري حرکتي نوعي از يادگيري است و زماني حاصل مي‌شود که محتواي آموخته شده بوسيله فرد شامل مهارتهاي حرکتي است. به عبارتي زمانيکه فرد تلاش مي‌کند سلسله‌اي از حرکات را ياد بگيرد تا بتواند مهارتي را به صورت مناسبي انجام دهد از يادگيري حرکتي استفاده کرده است. يادگيري شنا کردن ، پرتاب توپ ، دوچرخه سواري و ... نمونه‌اي از يادگيريهاي حرکتي هستند. يادگيري حرکتي مي‌تواند طيفي از يادگيريهاي حرکتي را شامل مي‌شود.

برخي از اين يادگيري ساده و سطحي‌تر هستند، مثل پرتاب يک توپ ، برخي پيچيدگي بيشتري دارند، مثل شنا کردن و برخي از پيچيدگي و ظرافت خيلي بالايي برخوردار هستند، مثل نواختن يک ساز مانند ويولون که مستلزم يادگيري حرکتي به مقدار زياد است. تمرين در اين نوع يادگيري اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. هر چه ميزان تمرين فرد در اين نوع حرکات بيشتر باشد مهارت او عميق خواهد بود.

 

يادگيري مشاهده‌اي

يادگيري مشاهده‌اي عبارت است از يادگيري که از طريق آن موجود زنده‌اي از رفتار موجود زنده ديگر تقلي مي‌کند، سرمشق مي‌گيرد يا اداي آن را درآورد. به اين نوع يادگيري سرمشق گيري و يادگيري اجتماعي نيز مي‌گويند. کودکي را تصور کنيد که رفتارهاي مادر را در هنگام آشپزي يا کار خانه داري مشاهده مي‌کند. مدتي بعد در بازيهاي خود همان کارهايي را که از مادر در خود مشاهده کرده انجام مي‌دهد. بيشتر يادگيريهاي کودکان مشاهده‌اي است. در واقع آنها بطور مرتب در تقليد از رفتارها و حرکاتي هستند که مشاهده مي‌کنند. آلبرت بندورا روان شناس و همکارانش نقش بسيار عمده اي در تثبيت مفهوم يادگيري مشاهده داشته‌اند. آنان در يک مجموعه از آزمايشهاي خود به نحو متقاعد کننده‌اي اثبات کردند که کودکان گاهي از رفتار پرخاشگرانه يک سرمشق بزرگسال تقليد مي‌کنند. اين مسير تحقيق موجب شده است که نگراني در مورد تاخير تماشاي رفتار پرخاشگرانه بزرگسالان سرمشق در تلويزيون بر اعمال کودکان مورد توجه قرار گيرد.

 

يادگيري اجتنابي

يادگيري اجتنابي زماني اتفاق مي‌افتد که يک موجود زنده اين توانايي را پيدا مي‌کند که با استفاده از نشانه يا علامتي خاص از تماس با محرکي زيان‌آور اجتناب کند. به عبارتي فرد سعي مي‌کند ار موقعيتهايي که برايش آزار دهنده هستند اجتناب و دوري کند. تصور کنيد که کودکي يکبار با دست زدن به يک بخاري دست خود را مي‌سوزاند و از آن پس از نزديک شدن به بخاري خودداري مي‌کند. اين کار کودک نشانه‌اي از يادگيري اجتنابي است. اين نوع يادگيري در بررسي علل مربوط به برخي روان رنجوريها مثل انواع اضطراب مورد توجه است.

به عنوان مثال خوبي اجتماعي که نوعي ترس و اضطراب مربوط به قرار گرفتن در محيطهاي شلوغ و گروههاست، با يادگيري اجتنابي ارتباط دارد. بطوري که فرد سعي مي‌کند از محيطهاي پرجمعيت که براي او آزار دهنده هستند، دوري کند و اين افراد به هيچ وجه حاضر نيستند در چنين جلساتي شرکت داشته باشند. هر چند اين ترس و اضطراب و اجتناب نيز درجاتي متفاوت در افراد مختلف دارد.

 

يادگيري تصادفي

يادگيري تصادفي نوعي از يادگيري است که بدون مقصود ، تلاش يا نيت خاصي صورت مي گيرد. بطوري که بدون اينکه هدف يادگيري مورد خاصي وجود داشته باشد، يادگيري اتفاق مي افتد. حتما برايشان پيش آمده است که بدون تلاشي براي يادگيري شعر و محتواي يک ترانه کرده باشيد و بدون اينکه حتي چنين منظوري داشته باشيد يک روز متوجه مي‌شويد که متن آزاد بطور کامل و يا قطعاتي از آنرا زمزمه مي‌کنيد.

 

يادگيري نهفته

يادگيري نهفته يادگيري است که در هنگام اکتساب در عملکرد شخص به حالت پنهاني و ابراز نشده باقي مي‌ماند. به عبارتي يادگيري در يک موقعيت زماني اتفاق مي‌افتد و مدتها نهفته باقي مي‌ماند تا در موقعيت مورد نياز خود را نشان مي‌دهد. رفتارهاي معلمي نمونه‌اي از رفتارهايي هستند که به صورت يادگيري نهفته ممکن است آموخته شوند. فرد تا زمانيکه به عنوان يک معلم در کلاس قرار نگيرد اين رفتارها را از خود نشان نمي‌دهد، در حاليکه آنها را در طول تحصيل خود از معلمان خود آموخته است.  يادگيري نهفته اهميت زيادي براي والدين ، معلمان و دست اندرکاران آموزش دارد. چرا که آنها غالبا از عملکرد کودکان و دانش آموزان دچار ياس مي‌شوند و گاهي فکر مي‌کنند که فرد يا شاگردشان هيچ ياد نمي‌گيرند يا بسيار کم مي‌آموزند. در حاليکه در آينده ممکن است آنچه ياد گرفته است به شيوه اميدوار کننده‌اي بروز کند. نبايد يادگيري نهفته را با يادگيري تصادفي اشتباه کرد و يادگيري تصادفي لزوما پنهان نيست و ممکن است در هر مقطعي در عملکرد شخص ظاهر شود.

 منبع: رشد

  نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 10:51  توسط سليمان رسولي آذر 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM