|
کشاورزی | |
|
سایتی دارای مقالات در زمینه ذخیره های توارثی ایران در گیاهان | |
|
سایتی دارای مقالات در زمینه مهندسی کشاورزی برای دانشجویان این رشته | |
|
سایتی تخصصی درباره قارچ ها | |
|
سایتی تخصصی درباره گیاهان و کشاورزی | |
|
سایتی تخصصی درباره کشاورزی و گیاهان | |
|
شبکه اطلاع رسانی کشاورزی ایران | |
|
سایت دانش بومی ایران | |
|
خطرات وحشتناك آفت كش ها | |
اهميت و ضرورت توانمندسازي كاركنان در سازمانها
سازمانها امروزه تحت تاثير عواملي از قبيل افزايش رقابت جهاني، دگرگونيهاي ناگهاني، نياز به كيفيت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و … زير فشارهاي زيادي قرار دارند. پس از سالهاي زيادي تجربه، دنيا به اين نتيجه رسيده است كه اگر سازماني بخواهد در اقتصاد و امور كاري خود پيشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند بايد از نيروي انساني متخصص، خلاق و باانگيزه بالا برخوردار باشد. منابع انساني اساس ثروت واقعي يك سازمان را تشكيل ميدهد. بين سرمايه انساني و بهرهوري در سازمانها رابطهاي مستقيم وجود دارد. از دغدغههاي مهم بنگاههاي اقتصادي موفق جهان، گردآوري سرمايه انساني فرهيخته و خردورزي است كه قادر به ايجاد تحول در سازماني كه به آن متعلقند باشند. يك سازمان موفق مجموعهاي است مركب از انسانهايي بافرهنگ سازماني، انديشه و اهداف مشترك كه با كار گروهي در نظام انعطافپذير سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پيشرفت روزافزون سازمان در اختيار مديريت خود قرار ميدهند. بنابراين هر فرد نسبت به سازمان و وظيفهاي كه انجام ميدهد احساس مالكيت خواهد كرد. استفاده از تواناييهاي بالقوه منابع انساني براي هر سازماني مزيتي بزرگ به شمار ميرود. در بهرهوري فردي، سازمان از مجموعه استعدادها و توانائيهاي بالقوه فرد به منظور پيشرفت سازمان استفاده ميكند و با بالفعل درآوردن نيروهاي بالقوه و استعدادهاي شگرف در جهت سازندگي موجب پيشرفت فرد و همسويي با سازمان خواهد شد. بنابراين لازمه دستيابي به هدفهاي سازمان مديريت موثر اين منابع باارزش است. دراين راستا رشد، پيشرفت، شكوفايي و ارتقاء توانمنديهاي كاركنان در ساليان اخير تحت عنوان توانمندسازي كاركنان (Empowerment) مورد توجه صاحبنظران و كارشناسان مديريت منابع انساني واقع شده است. همانگونه كه سازمانها به مقابله با چالشهاي سازماني بر ميخيزند و بهبود مستمر را در اولويت قرار دادهاند نياز بيشتري به حمايت و تعهد كاركنان و درگيركردن آنها در كار احساس ميشود. توانمندسازي تكنيكي نوين و موثر در جهت ارتقاء بهره وري سازمان بوسيله بهرهگيري از توان كاركنان است. كاركنان بواسطه دانش، تجربه و انگيزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازي آزاد كردن اين قدرت است. اين تكنيك ظرفيتهاي بالقوهاي كه براي بهرهبرداري از سرچشمه توانايي انساني كه از آن استفاده كامل نميشود در اختيار ميگذارد و در يك محيط سالم سازماني روشي متعادل را در بين اعمال كنترل كامل از سوي مديريت و آزادي عمل كامل كاركنان پيشنهاد ميكند. در بحث توانمندسازي مسائلي از اين قبيل مورد بررسي قرار ميگيرد كه جو مديريتي و فضاي سازمان براي كاركنان چگونه است؟ مديريت سازمان آيا امكان بروز عقايد و افكار را به كاركنان خود ميدهد؟ آيا معيار انتخاب و بكارگيري افراد در مشاغل بر اساس شايستگيها و صلاحيتها ميباشد يا اينكه صرفاً بر اساس داشتن رابطه و اطلاعات محض است؟ آيا سيستم تشويق و تنبيه عادلانه در سازمان وجود دارد؟ ميزان مشاركت در سازمان چگونه است؟ مديران تا چه اندازه محيط را براي انجام كار جذاب نمودهاند؟
امروزه مزيتي كه سازمانها براي پيشي گرفتن از يكديگر دارند نه در بكارگيري فنآوري جديد، بلكه در بالا بودن اعتماد به نفس و ميزان تعهد كاركنان به اهداف سازماني نهفته است. براي گذر از مرحلههاي گوناگون، سازمانها بايد خود را با موقعيتهاي مختلف سازگار كنند و روشهاي جديدي را فرا گيرند. در اين صورت بايد به شناسايي مواردي كه ميتواند در سازندگي محيط كار توانمند و موثر باشد برسند. در سازمانهاي توانمند كاركنان نه تنها براي انجام وظيفهاي كه بعهده دارند بلكه براي بهبود كاركرد كل سازمان احساس مسئوليت ميكنند، آنها براي افزايش مستمر عملكرد بهره وري به گونهاي فعال با يكديگر به كار ميپردازند.
در طول تاريخ زنان هميشه در جستجوي جايگاهي در جامعه بوده اند. توصيه هايي بوسيله آنها در زمينه دانش و تجارب وجود دارد, زناني مانند مري کوري در علم, ماري ول ستونرکرافت در نوشتن ادبيات, سيمونه دبياوس در مباحث و فلسفه هستي و ماري استاپس در داروسازي و علم پزشکي. نامهاي محدودي آورده شده است درباره اين آگاهي که نقش زنان در هر گوشهاي از زندگي ديده ميشود. مارکس گرايان طرفدار نهضت فمنيست در دهه 60 و 70 مانند امروزه خوش سليقه نبودند با اين حال ضرورتي درباره مسايل زنان در آگاهيهاي مردم پيدا و آشکار شده است. اين حرکت امروزه موجب تغيير و تعريف مجدد در نقشهاي زنان در اجتماع شده است. امروزه گسترش سازمانهاي زنان در سطح جهان و اثرات مشارکت زنان در امور اجتماع نشان دهنده اين است که اين حرکت و پيشرفت ساخته و طراحي شده است. اما اين موضوع و مسئله در نظامها و مطالعات بکار برده ميشود, جستجوي که من ( نويسنده مقاله) آن را فقط در مقياس وسيعي انجام خواهم داد. من فرض خواهم کرد که هر فرايند و پيشرفتي که در افزايش نقش زنان در اجتماع ميگردد, داراي مزايايي براي زنها مي باشد. نظريهها در زمينه ترقي و پيشرفت ممکن است مقدس شمرده شود در قوانين جديد اما آنها فقط زماني اعتبار دارند که اگر آنها آزموده شده باشند در زندگي انسانها و با صراحت بيشتري در زندگي زنان وجود داشته باشند. اعتقاد وجود دارد که بخشي از اين نهضت در يک شکل و فرم ديگر, در طول 30 سال زندگي من در انگلستان وجود دارد. من اين سوال را دارم که اگر هر گونه ادعايي در مورد ترقي و پيشرفت زنان مربوط ميشود نيازي است براي هر زني. اين درست است که گفته مي شود که همه زنان نيازهاي يکساني دارند. نياز زناني که در خانه مي مانند, و به پرورش بچهها مشغول هستند بسبار متفاوت است با زناني که داراي شغل و فعاليتي در بيرون هستند. با اين وجود در هر زمينه و فرصت برابر( استخدام و نام ديگري) , آن بايد خوب باشد براي دانستن اينکه دستيابي پيدا کنيم به هر دو توازن مطابق با ارزشهاي درست و صحيح بر اساس شايستگي هاي نسبي که افراد دارند. همينطور اين تفکر که زنان در خانه تشخيص داده شدهاند بعنوان عضوي ارزشمند از اجتماع وجود دارد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|