|
|
|
![]()
|
تعريف توانمند سازي منابع انساني
توانمندسازي به فرايندپرورش رواني و مهارتي منابع انساني براي بكارگيري كارآمد واثربخش آنها در محيط سازماني اطلاق مي شود. در تعريف ديگر توانمند سازي فرايندي است كه مديران به كاركنان كمك مي كنند تا قدرت لازم را براي تصميم گيري درانجام امور بدست آورند. توانمندسازي به كاركنان مي گويد كه شما براي اقدام آزادي عمل داريد و در قبال نتايجي كه بدست مي آيد مسئول هستيد. يعني كاركنان, مسئوليت تصميمات و اقدامات خود را بر عهده دارند.
ابزار هاي توانمند سازي
ابزارهاي توانمند سازي را مي توان براساس مدل توانمند ساز هرسي وبلانچارد(Hersey&Blanchard) موردبحث قرارداد. همان طور كه بيان شد توانمندسازيرويكرديمديريتياستكهبهكاركناناختيار اساسيدادهميشود تا آنها خود بهاتخاذ تصميمبپردازند واين امر زماني امكان پذير خواهد شد كه اولا كاركنان بتوانند وثانيا بخواهند ؛آنچه كه درمدل مورد نظر تحت عنوان توان وتمايل بحث شده است.
براساس دسته بندي اشاره شده در نظريه وضعيتي سطح آمادگي كاركنان را در سازمان مي توان در چهار دسته قرارداد . وبراساس سبك هاي مورد نظر مي توان برنامه هاي توانمند سازي را تدوين نمود.
سبك S1: كاركنان داراي مهارت و توان لازم براي انجام امور مي باشند ولي به دليل نبود مشوق هاي لازم تمايلي براي بكارگيري مهارت هاي خود ندارند. برنامه هاي توانمندسازي كاركنان براي اين دسته از كاركنان بايد بر بكارگيري ابزارهايي براي ايجاد وافزايش تمايل در كاركنان استوار باشد.
سبك S2:به علت توان وتمايل بالا براي اين دسته از كاركنان سازمان بايد برنامه هايي براي تقويت انگيزش ومهارتهاي كاركنان طراحي نمايد وبا بستر سازي لازم در سطح سازماني سعي نمايد توان وتمايل كاركنان را درحد بالايي نگه دارد.
سبك S3:كاركناني كه در اين سطح قراردارند. تمايل زيادي براي انجام امور سازماني دارند. ولي به علت نداشتن توان و مهارت لازم قادر به ايفاي موثر وظايف خود نمي باشند. برنامه هاي توانمند سازي براي اين دسته از كاركنان، افزايش مهارت ودانش مورد نياز براي انجام كارها مي باشد. آموزش هاي تخصصي،تيم سازي ومشاركت درتصميم گيري نقش موثري در ارتقاء توان كاركنان خواهد داشت.
سبك S4: كاركنان فاقد توان وتمايل لازم براي انجام وظايف سازماني خود مي باشند؛ برنامه هاي توانمند سازي شامل آموزش هاي رسمي براي ارتقاء مهارت هاي انجام كار وبستر سازي براي افزايش تمايل براي انجام امور مي باشد.
طي سالهاي اخير، آثار و نتايج بکارگيري فناوري اطلاعات(Information Technology) و سيستمهاي مديريت کيفيت(Quality Management Systems) به وضوح در هر سازماني ديده ميشود و به طور گسترده اي مورد توجه محققين قرار گرفته است. فناوري اطلاعات(IT) که تا چندين سال قبل به عنوان يک برتري رقابتي و يک سلاح استراتژيک مورد توجه سازمان ها بود، امروزه به عنوان يک نياز اجتناب ناپذير مطرح مي باشد و به عنوان يک زيرساخت جديد توجه زيادي را به تأثير خود در سازمان ها جلب کرده است. فناوري اطلاعات به معناي جمع آوري، ذخيره سازي ، پردازش ، توزيع و استفاده از اطلاعات مي باشد. از طرف ديگر بکارگيري سيستم هاي مديريت کيفيت(QM) نيز در سازمان ها، صرفنظر از نوع استاندارد و مدل بکار گرفته شده، فراگير شده است. مديريت کيفيت شيوه اي است در اداره يک سازمان، به طوري که هر فرآيند از ابتدا تا انتها، به نحو صحيح انجام گيرد. مطالعات زيادي در خصوص مديريت کيفيت و استفاده از فناوري اطلاعات شده است. طي اين تحقيق، توانايي پشتيباني فعاليت هاي مديريت کيفيت توسط IT و تأثير آن بر ابعاد مختلف مديريت کيفيت و نتيجتا ً بر عملکرد سازمان مورد بررسي قرار داده شده است. نتايج نشان دهنده تأثير ويژگي هاي سازمان و ابعاد مختلف آن (از قبيل تعداد کارکنان، گردش موجودي، نوع فرآيند توليد و اهميت کيفيت در سازمان) بر وسعت استفاده از فناوري اطلاعات و بکارگيري ابعاد مختلف مديريت کيفيت مي باشد و نيز نشان دهنده آن است که بکارگيري IT در سازمان بر ابعاد مختلف مديريت کيفيت اثرگذار است و طبق تحقيقات صورت گرفته داراي اثري مثبت مي باشد. ولي هنوز نقش IT در پشتيبانی از QM در جهت ايجاد بهبود عملکرد کيفي سازمان به خوبي روشن نمي باشد و در اين خصوص نياز به انجام تحقيقات بيشتري مي باشد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|