ضرورت مطالعه سيستمهاي کشاورزي سنتي:
مطلعه سيستمهاي کشاورزي سنتي از يک سابقه طولاني برخوردار است . اخيرا" متخصصين اکولوژيکشاورزي به مطالعه اکوسيستمهايکشاورزي سنتي علاقهمند شده اند. اين گونه مطالعات از دو جنبه داراي اهميت ميباشد.
1.از آنجا که کشاورزي پيشرفته با استفاده گسترده از تکنولوژي توام است و خصوصيات محيطي – زراعي و اقتصادي –اجتماعي –کشاورزي سنتي نيز در آن ناديده انگاشته ميشود لذا با پيشرفت کشاورزي در کشورهاي جهان سوم به تدريج دانش سنتي مربوط به مديريت و الگوهاي کشت مبني بر اصول اکولوژي به فراموشي سپرده ميشود.بنابراين چنانچه از جنبهه هاي مختلف کشاورزي سنتي شناخت صحيحي وجود داشته باشد ميتوان خط و مشي آينده کشاورزي را به نحوي تعيين کرد که ضمن برخورداري از مزايايتکنولوژي نياز کشاورزان را برآورده نموده و ويژگيهاي اکوسيستم زراعي منطقه نيز حفظ ميگردد.
2.با مطالعه اکوسيستمهاي کشاورزي ميتوان ضمن به کار گيري اصول اکولوژي در طرح هاي جديد به پايداري اکوسيستمهاي کشاورزي کمک کرد و نقاط مختلف کشاورزي پيشرفته را نيز مرتفع نمود .
ماهيت دانش سنتي :
اصطلاحاتي نظير دانش سنتي – دانش مردمي و... همگي شامل شناخت سيستمهاي سنتي است. اين نوع دانش داراي ابعاد وسيعي در زمينه زبان شناسي- گياه شناسي و کشاورزي بوده و همگي از روابط مستقيم بين انسان و محيط منشا گرفته اند .سيستم دانش سنتي به موارد زير بستگي دارد .
1.شناخت سيستمهاي طبقه بندي سنتي .
2.شناخت عمليات کشاورزي سنتي .
3. شناخت ماهيت تجربي دانش سنتي.
سيستمهاي طبقه بندي سنتي:
شواهد موجود حاکي از آن است که مردم بومي براي طبقه بندي گياهان و حيوانات از برخي سيستمهاي پيچيده استفاده کرده اند .
گياه شناسي سنتي از جمله مهمترين طبقه بندي سنتي است .يکي از جنبه هاي مهم سيستم سنتي برخورداري از تنوع در مکان و زمان در قالب کشت مخلوط و الگوهاي جنگل زراعي است.آنچه مسلم است تکامل اين ها تصادفي نيست بلکه حاکي از شناخت عميق بوميان از اجزا و روابط متقابل پوشش گياهي است .به طور کلي کشاورزان سنتي همواره براي رسيدن به نيازهاي محيطي سيستم توليد غذاي خود چند اصل را مورد توجه قرار داده اند که از جمله انها: 1.حفظ تنوع زماني ومکاني وتنوع ان
2.استفاده بهينه از منابع و فضا
3. چرخش مواد غذايي
4.حفظ ويا مديرت منابع آب
5.کنترل توالي و حفاظت از گياهان
ماهيت تجربي دانش سنتي:
دانش سنتي روستائيان نه تنها به دقت نظر بلکه به آموخته هاي تجربي آنها نيز مربوط ميشود .نقش روشهاي تجربي را به وضوح ميتوان در گزينش ارقام مناسب هر منطقه ملاحظه کرد .در واقع کشاوزان محلي از وسعت نظر وقدرت تشخيص برخوردار هستند که دانشمندان غربي جز از طريق اندازهگيري ومحاسبات طولاني به آن نميرسند .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|