تبليغاتX
ترویج و آموزش کشاورزی
 
 
چالشهاي جهاني در ابتداي هزاره : الف - چالشهاي درون بخشي : منشاء‌اين چالشها عموما درون بخش كشاورزي بوده و به نحوي بازتاب كاركرد اركان اصلي توسعه كشاورزي يعني تحقيقات ، ترويج و كشاورزان مي باشند. - اختلاف در سطح دانش، ‌اطلاعات و تكنولوژي : راندمان نسبي توليدات در اكثر واحدهاي توليدي كشاورزي پايين است در حالي كه در همان شرايط ،‌واحدهايي وجود دارند (‌مانند كشاورزان نمونه ) كه در سطوح بسيار بالاتري از توليد قرار دارند. بعنوان نمونه مي توان به ميانگين عملكرد گندم آبي كشور (‌4/3 تن در هكتار ) اشاره كرد در حالي كه در همان شرايط محيطي ( با تفاوت در مديريت مزرعه ) توليد كشاورزان نمونه عموما بالاتر از 8 تن در هكتار است. توليد گندم با ميانگين 4/3 تن حاكي از اين است كه هنوز بسياري از اطلاعات و روشهاي فني ابتدايي زراعي در اين مزارع بكار گرفته نشده است و بهره برداران اين واحدهاي توليدي از سطح دانش و اطلاعات مطلوبي برخوردار نيستند. - تناسب نتايج تحقيقات با نيازهاي مزرعه : به نظر مي رسد كه يافته هاي تحقيقاتي تناسب چنداني با واقعيتهاي مزرعه و موانع اصلي توليد ندارند. با بررسي حجم طرحهاي تحقيقاتي ساليانه كشور و مقايسه آنها با تعدادي كه در قالب توصيه هاي قابل اجرا در مزارع قابل ترويج هستند مي توان دريافت كه اصولا يافته هاي تحقيقاتي پذيرفته شده توسط كشاورزان بيشتر آندسته يافته هايي هستند كه قابليت كاربردي شدن بالايي دارند (‌مانند ارائه ارقام جديد )‌ كه بطور كلي درصد كمي از طرحها واجد اين صفت مي باشند. - مشكلات خاص نظام ترويج : محيط و شرايط كاري و اقتضائات خاصي كه نظامهاي ترويج با آن مواجهند نيز از چالشهايي است كه مي بايست در تدوين برنامه توسعه مورد نظر قرار گيرند. مهمترين اين مسائل عبارتند از : - گستردگي و حجم وظايف - وابستگي به سياستهاي كلان و كاركرد نهادهاي ديگر - وابستگي مستقيم به مراكز توليد دانش و اطلاعات - عدم پايداري مالي برنامه هاي توسعه - سازماندهي اطلاعات و دانش نهادها و سيستمهاي ترويجي مي بايست پويايي لازم براي بهبود مداوم توانايي خود در جهت مواجهه با مسائل ذكر شده را براي دستيابي به آن نوع توسعه كشاورزي را داشته باشند كه بتواند پاسخگوي الگوهاي جديد تقاضا ، كاهش فقر، ‌حفاظت و بهبود منابع اكولوژيك و مسائل مرتبط با آنها باشد. ب - چالشهاي برون بخشي : چالشهاي برون بخشي مجموعه عوامل و شرايطي هستند كه با بخش كشاورزي در تعامل و رابطه متقابل اند و هر نوع تغيير در آنها موجب تغيير در بخش كشاورزي مي شود. از مهمترين اين چالشها مي توان به موارد زير اشاره كرد : - فشار جمعيت - گستردگي بخش كشاورزي - پديده جهاني شدن تاثير پديده جهاني شدن از دو بعد بر بخش كشاورزي قابل توجه است : الف – جهاني شدن سيستم ها و روشهاي توليد ب – جهاني شدن بازارهاي نهاده ها و محصولات (‌جهاني شدن اقتصاد ) 2- نظريات و مفاهيم تكامل تكنولوژي : بر اساس برخي نظريه ها اين مراحل تكامل و تحول در جامعه بشري را مي توان در سه مرحله يا موج خلاصه نمود : ـ‌ موج كشاورزي ـ‌ موج صنعتي ـ‌ انقلاب اطلاعات يا عصر اطلاعات و اخيرا يك مرحله بنام عصر مجازي نيز مطرح گرديده است. 3- تكنولوژي ها در توسعه كشاورزي : ـ ‌تكنولوژي هاي متعارف (‌مواد) ـ‌ علم ژنتيك (ژن) ـ ‌دانش و اطلاعات (اطلاعات) نوع مداخله گري در توسعه كشاورزي استراتژي ها/ ابزارها دستاوردها/ كاربردها عوارض و پيامدها مهندسي مواد نهاده هاي شيميايي (‌كود ،‌سموم آفت كش ،‌علف كشها ،‌هورمونها) ماشين آلات كشاورزي انقلاب سبز فشار فزاينده و تخريب منابع طبيعي تخريب و فرسايش منابع پايه مهندسي ژن ژنتيك بيوتكنولوژي محصولات تراريخته/ فرسايش تنوع گونه اي پيامدهاي بهداشتي مصرف محصولات تراريخته اي مهندسي اطلاعات ارتقاي سطح دانش و اطلاعات / دسترسي جامعه اطلاعاتي نظام دانش و اطلاعات كشاورزي انسان مدارانه تحقق برابري كاهش فشار بر منابع طبيعي و پايه 4- تعريف فن آوريهاي اطلاعاتي : فن آوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي كار دريافت ، ذخيره، فرآيند(پردازش)، تسهيم ، نمايش، ‌حفاظت و مديريت اطلاعات را عمدتا از طريق الكترونيكي انجام مي دهند. براي انجام اين امور فن آوري هاي مزبور مشتمل بر مجموعه هاي سخت افزاري و نرم افزاري عمدتا مبتني بر علم الكترونيك، ‌شبكه ها و تئوري هاي مديريت سيستمي و داراي ابعاد زير مي باشند : • از لحاظ سخت افزاري ناظر بر فعاليتهاي صنعتي و خدماتي است. اين امور شامل توليد كامپيوتر و دستگاه ها، ‌تجارت آنها، ‌توليد رسانه هاي مغناطيسي و ليزري،‌ مدار ها و غيره است. • از بعد ديگر در بر گيرنده نرم افزارها و خدمات وابسته به آن مانند برنامه نويسي كامپيوتر، مبادله آنها، طراحي سيستم هاي يكپارچه كامپيوتري ، پردازش كامپيوتري، آماده سازي داده ها،‌ اصلاح و نگهداري و غيره است. • به لحاظ ديگر ،‌ ICTs بطور كلي شامل ارتباطات يا انتقال داده ها از يك دستگاه ديجيتال مانند كامپيوتر يا تلفن همراه به ديگر دستگاه ديجيتال است. اين امور در برگيرنده مسير ياب ها،‌شبكه ها،‌ ISP ها و غيره مي باشد(‌ Internet Service Provider)‌. اين فن آوري ها در كنار هم يك صنعت جهاني را ايجاد كرده اند كه به مدد كاهش فزاينده هزينه ها (‌ناشي از پيشرفت تكنولوژي) گسترش زيادي پيدا كرده است. اينترنت بزرگترين و عظيم ترين مصداق ظهور اين فن آوري ها است به نحوي كه تمامي ابعاد اين فن آوري ها در اينترنت گرد آمده است. در واقع،‌ صنعت ICT با ظهور اينترنت در اواخر دهه 60 و عرضه كامپيوترهاي شخصي (‌PC) ‌در دهه 70 آغاز به كار كرده است اما توسعه آن عملا از اوايل دهه 90 با تلفيق تكنولوژي هاي ارتباطي (‌بطور اخص ارتباطات تلفني)‌،‌ فن آوري كامپيوترهاي شخصي و محيط وب صورت گرفته و بصورت ابزاري قوي براي انجام امور گوناگون بويژه فعاليتهاي تجاري در آمده است. پس از آن و به تدريج،‌ اين تكنولوژي ها در تركيب و همراهي با فعاليتهاي هنري،‌ گرافيك و نيز فن آوريهاي جديدتري چون فيبر نوري،‌ ارتباطات بي سيم (wireless)،‌ نانوتكنولوژي،‌ تلفن هاي همراه، ‌ارتباطات ماهواره اي و غيره قرار گرفته اند. بدين ترتيب انتظار مي رود كه روند توسعه آن همچنان ادامه يابد. اين فن آوريها را بعنوان دامنه اي از تكنولوژي هاي الكترونيكي هستند كه در هماهنگي و همخواني جديد با يكديگر، ‌انعطاف پذير،‌ سازگار، توانايي ايجاد تحولات سازماني و تعريف مجدد روابط اجتماعي را دارا مي باشند. دامنه اين تكنولوژي ها در حال افزايش است و يكنوع نزديكي و همگرايي بين رسانه هاي متداول و تكنولوژي هاي جديد وجود دارد. همگرايي سريع و روبه توسعه مزبور بدين معني است كه دستگاههايي مانند دوربين هاي ديجيتال،‌ ويدئو ،‌دستگاههاي ديجيتالي شخصي، ‌پروژكتور ها و تلفن هاي همراه نيز با ابزارهاي سنتي مانند راديو (‌ديجيتال، ماهواره اي)، تلويزيون(‌كابلي، ديجيتال،‌ ماهواره اي) سازگارند. بنابراين بيشتر دستگاه ها مي توانند با ديگران مرتبط شده و اطلاعات را تسهيم و مبادله نمايند و به نحوي مورد كاربرد قرار گيرند كه به آنها اي سي تي اطلاق شود. حتي كتابها نيز بصورت قرار گرفتن روي صفحات وب و يا در قالب كتابهاي الكترونيكي در حوزه اين فن آوريها قرار گرفته اند. بنابراين فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي تركيبي در حال گسترش از تكنولوژي ها هستند كه مي توانند براي جمع آوري،‌ نگهداري و تبادل اطلاعات بين افراد با استفاده از رسانه ها و دستگاه هاي چند گانه بكار روند. مهمترين ويژگي هاي فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي : ـ‌ سرعت ـ هزينه نسبي پايين ـ ‌تبادل دو سويه اطلاعات 5- برخي از مهمترين كاربردها و مصاديق فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي (‌دولت الكترونيك،‌ آموزش الكترونيكي،‌ اقتصاد دانايي مدار،‌ تجارت الكترونيكي ،‌فرهنگ ديجيتالي): دولت الكترونيكي : بطور كلي مي توان دولت الكترونيكي را به عنوان كاربرد فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي بويژه اينترنت به منظور تقويت دسترسي به خدمات دولتي و توزيع آنها به نفع شهروندان ، شركت ها و كارمندان بخش عمومي تعريف كرد. تجارت الكترونيكي : تجارت الكترونيكي اعم از كشاورزي و غير كشاورزي، بطور عام به كليه معاملاتي گفته مي شود كه از طريق اينترنت صورت مي گيرند. اين تعريف در بر گيرنده انواع گوناگوني از روشهاي معاملاتي است. معاملات ممكن است در بر گيرنده كالاها ،‌ خدمات و سرويسهاي غير كالايي و يا حقوق و تعهدات باشند. پرداختها نيز ممكن است بصورت پيوسته(‌از طريق اينترنت) و يا غير پيوسته باشند آموزش الكترونيكي : آموزش الكترونيكي نه فقط بعنوان ابزاري در جهت توسعه نظام هاي آموزشي بلكه بعنوان رهيافتي نوين در تغيير الگوها ، روشها و اهداف اهداف آموزشي مطرح مي باشد. بدليل ويژگي هاي خاصي و نتايج ملموس حاصل از گسترش اين سيستم ها ،‌ حجم بازار جهاني آموزش الكترونيكي تا سال 2004 به بيش از 23 ميليارد دلار رسيده است. برخي از مهمترين ابعاد آموزش الكترونيك را مي توان بصورت زير خلاصه نمود : ـ‌ واسطه گري جهت ايجاد انتخاب در زمينه آموزش ـ‌ ارائه رهيافتهاي نوين ـ‌ بهبود و افزايش كارايي دوره ها و برنامه هاي متعارف و سنتي آموزشي ـ ‌امكان جايگزيني كامل كلاسهاي درسي ـ ‌آموزش تمام وقت (‌بيست و چهار ساعته)‌ و انعطاف در زمان ـ ‌عدم وابستگي به مكان و زمان 6- فن آوريهاي اطلاعاتي در توسعه كشاورزي و روستايي : مهمترين كاربرد فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در كشاورزي و توسعه روستايي را مي توان توانمند سازي مخاطبين دانست. اين توانمند سازي در حيطه هاي زير قابل بررسي است : ـ‌ توانمندي در حيطه كارايي و بهره وري توليد ـ ‌توانمندي در اقتصاد توليد (‌كارايي اقتصادي توليد) ـ توانمند سازي اجتماعي (‌افزايش مشاركت،دسترسي وحضوردرجوامع گسترده تر) ـ‌ دسترسي به امكانات رفاهي (‌بهداشت ،‌آموزش و رفاه) 7- تجربيات و مطالعات موردي : تعاوني لبنيات در هندوستان - دهكده الكترونيكي در مالزي - استفاده از تلفن همراه در بنگلادش - پيوند راديو و اينترنت (نپال/ سري لانكا) كامپيوتر ارزان و آسان در هند - مرتبط ساختن روستاها در هند
  نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 23:13  توسط سليمان رسولي آذر  | 

ضرورت مطالعه سيستمهاي کشاورزي سنتي:

مطلعه سيستمهاي کشاورزي سنتي  از يک سابقه طولاني برخوردار است . اخيرا" متخصصين اکولوژيکشاورزي به مطالعه اکوسيستمهايکشاورزي سنتي علاقهمند شده اند. اين گونه مطالعات از دو جنبه داراي اهميت ميباشد.

1.از آنجا که کشاورزي پيشرفته با استفاده گسترده از تکنولوژي توام است و خصوصيات محيطي – زراعي و اقتصادي –اجتماعي –کشاورزي سنتي نيز در آن ناديده انگاشته ميشود لذا با پيشرفت کشاورزي در کشورهاي جهان سوم به تدريج دانش سنتي مربوط به مديريت و الگوهاي کشت مبني بر اصول اکولوژي به فراموشي سپرده ميشود.بنابراين چنانچه از جنبهه هاي مختلف کشاورزي سنتي شناخت صحيحي وجود داشته باشد ميتوان خط و مشي آينده کشاورزي را به نحوي تعيين کرد که ضمن برخورداري از مزايايتکنولوژي نياز کشاورزان را برآورده نموده و ويژگيهاي اکوسيستم زراعي منطقه نيز حفظ ميگردد.

2.با مطالعه اکوسيستمهاي کشاورزي ميتوان ضمن به کار گيري اصول اکولوژي در طرح هاي جديد به پايداري اکوسيستمهاي کشاورزي کمک کرد و نقاط مختلف کشاورزي پيشرفته را نيز مرتفع نمود .

ماهيت دانش سنتي :

اصطلاحاتي نظير دانش سنتي – دانش مردمي و... همگي شامل شناخت سيستمهاي سنتي است. اين نوع دانش داراي ابعاد وسيعي در زمينه زبان شناسي- گياه شناسي و کشاورزي بوده و همگي از روابط مستقيم بين انسان و محيط منشا گرفته اند .سيستم دانش سنتي به موارد زير بستگي دارد .

1.شناخت سيستمهاي طبقه بندي سنتي .

2.شناخت عمليات کشاورزي سنتي .

3. شناخت ماهيت تجربي دانش سنتي.

سيستمهاي طبقه بندي سنتي:

شواهد موجود حاکي از آن است که مردم بومي براي طبقه بندي گياهان و حيوانات از برخي سيستمهاي پيچيده استفاده کرده اند .

گياه شناسي سنتي از جمله مهمترين طبقه بندي سنتي است .يکي از جنبه هاي مهم سيستم سنتي برخورداري از تنوع در مکان و زمان در قالب کشت مخلوط و الگوهاي جنگل زراعي است.آنچه مسلم است تکامل اين ها تصادفي نيست بلکه حاکي از شناخت عميق بوميان از اجزا و روابط متقابل پوشش گياهي است .به طور کلي کشاورزان سنتي همواره براي رسيدن به نيازهاي محيطي سيستم توليد غذاي خود چند اصل را مورد توجه قرار داده اند که از جمله انها:     1.حفظ تنوع زماني ومکاني وتنوع ان

2.استفاده بهينه از منابع و فضا

3. چرخش مواد غذايي

4.حفظ ويا مديرت منابع آب

5.کنترل توالي و حفاظت از گياهان

 

ماهيت تجربي دانش سنتي:

دانش سنتي روستائيان نه تنها به دقت نظر بلکه به آموخته هاي تجربي آنها نيز مربوط ميشود .نقش روشهاي تجربي را به وضوح ميتوان در گزينش ارقام مناسب هر منطقه ملاحظه کرد .در واقع کشاوزان محلي از وسعت نظر وقدرت تشخيص برخوردار هستند که دانشمندان غربي جز از طريق اندازهگيري ومحاسبات طولاني به آن نميرسند .

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 23:4  توسط سليمان رسولي آذر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM