Ø جلوگيري از تماس با طيور بومي مانند مرغ، خروس و اردك، بوقلمون و پرندگان وحشي بيمار.
Ø كنترل تردد به مرغداري و ضد عفوني كليه مواد و وسايل نقليه ورودي و خروجي و استحمام قبل از ورود به مرغداري.
Ø ممانعت از ورود پرندگان وحشي به داخل مرغداري بخصوص انباردان تهيه جوجه و نهاده ( دان و ...) از منابع مطمئن.
Ø مبارزه با جوندگان و ايجاد شرايط مناسب پرورشي از قبيل دما، رطوبت و تهويه مناسب.
Ø انجام آزمايشهاي لازم.
Ø همكاري جدي با شبكه دامپزشكي.

v مرگ و مير ناگهاني و بسيار بالا.
v ناراحتي تنفسي و تنگي نفس.
v ريزش اشك و سينوزيت.
v تورم سر و سيانوزه شدن تاج و ريش.
v اشهال و توقف تخمگذاري.
v خونريزي زيرجلدي در ساق پا.
|
طراحي توسط |
اجرا توسط |
توضيحات |
|
محقق |
محقق |
معمولترين شکل تحقيق. آزمايشهاي مزرعهاي و قطعات نمايشي |
|
محقق |
کشاورز |
معمولي ترين شکل تحقيق مشارکتي |
|
کشاورز |
محقق |
بسيار نادر است |
|
کشاورز |
کشاورز |
شيوه تحقيق و آزمايشگري خود کشاورزان؛ در طرحها بسيار نادر است. بعضي از سازمانهاي روستايي يا جامعه محلي خودشان تحقيق را انجام ميدهند |
اگر چه سازمانهاي توسعه واژه مشارکت را به شيوه هاي مختلف تفسير مي کنند و بکار مي برند. اما مي توان آن را هفت گونه مشخص تفسير کرد. دامنه اين تقسيم بندي از مشارکت منفعل که در آن مردم صرفاً در اين حد در کارها دخالت مي يابند که به آنها گفته مي شود که چه چيزي قرار است اتفاق بيفتد، شروع ميشود و به خود بسيجي مي انجامد که در آن مردم مستقل از نهاده هاي بيروني پيشقدم مي شوند.
گونه شناسي مشارکت و طرز مشارکت مردم در طرحها و پروژه هاي توسعه
1-مشارکت انفعالي: مشارکت مردم عبارت است از آگاه شدن از اين که چه دارد روي داده است. اعلان يک طرفه اي است که از سوي امور اداري يا مديريت پروژه بدون آنکه به پاسخ به مردم گوش دهند. تنها اطلاعات متعلق به متخصصان است که مورد استفاده قرار مي گيرد.
2-مشارکت در دادن اطلاعات: مشارکت مردم عبارت است از پاسخ دادن به سوالاتي که محققان ماهر با استفاده از پيمايشهاي پرسشنامه اي يا رهيافتهاي مشابه مطرح مي کنند. مردم در اين نوع مشارکت فرصت نمي يابند که بر جريان اقدامات تاثير بگذارند زيرا يافته ها در اختيارشان قرار نمي گيرد و صحت آنها هم مورد بررسي قرار نمي گيرد.
3-مشارکت از طريق مشورت: مشارکت مردم عبارت است از مشورت با مردم و گوش دادن کارگزاريهاي بيروني که نظرهاي آنان، اين کارگزاريهاي بيروني راهحلها را تعريف مي کنند. و ممکن است اينها را در پرتو پاسخهاي مردم تعديل و تصحيح کنند. اين فرايند مشاورتي، هيچ مهمي را در تصميم گيري به مردم نمي دهد و متخصصان هيچ اجباري ندارند که نظرهاي مردم را به مديريت پروژه ببرند.
4-مشارکت براي انگيزه هاي مادي: مشارکت عبارت است از در اختيار نهادن منابع مانند نيروي کار در ازاي خوراک، پول نقد يا ديگر انگيزنده هاي مادي، بيشتر تحقيقات مزرعه اي در اين طبقه جاي مي گيرند؛ زيرا کشاورزان، مزرعه را در اختيار مي گذارند اما در آزمايش يا فرايند يادگيري دخالت نمي کنند. بسيار معمول است که اين پديده مشارکت ناميده شود. اما وقتي انگيزنده ها پايان يابد، مردم چيزي ندارند که در اختيار گذارند.
5- مشارکت کارکردي: مشارکت مردم عبارت است از تشکل گروههايي به منظور برآورده ساختن هدفهاي از پيش تعيين شده مربوط به پروژه. هدفهايي که ممکن است در برگيرنده توسعه يا رواج سازمانهاي اجتماعي که از بيرون ابداع شدهاند باشد. اين دخالت مردم در مراحل اوليه چرخه پروژه يا برنامهريزي نيست بلکه بعد از اتخاذ تصميمهاي عمده صورت ميگيرد. اين نهادها بيشتر به پيشگامان و تسهيلگران بيروني وابسته اند اما ممکن است متکي به خود شوند.
6-مشارکت تعاملي: مشارکت مردم عبارت است از تجزيه و تحليل مشترک، که به طرحهايي براي عمل و تشکيل نهادهاي محلي جديد يا تقويت نهادهاي موجود ميانجامد. اين نوع مشارکت بيشتر دربرگيرنده روشهاي ميان بخشي است که چشم اندازهاي چندگانه را طلب ميکند. و فرايندهاي يادگيري منظم و ساخته و پرداخته را بکار ميگيرد. اين گروهها، کنترل گروههاي محلي را در اختيار ميگيرند و بنابراين مردم در نگهداري ساختارها يا عمليات نقش مهمي دارند.
7-مشارکت خودبسيجي: مشارکت که مردم عبارت است از پيشقدم شدن بطور مستقل از نهادهاي بيروني به منظور تغيير نظامها، آنان با نهاده هاي بيروني براي منافع و مشاوره هاي فني مورد نيازشان تماس برقرار مي کنند. اما کنترل بر نحوه مصرف منابع را خود حفظ مي کنند. اين بسيج خودجوش و عمل جمعي ممکن است در رابطه با توزيع ناعادلانه کنوني ثروت و قدرت دچار چالش گردد.
از اين گونه شناسي پيداست که واژه مشارکت را نبايد بدون قيد و شرط مناسب پذيرفت. مسئله مشارکت همانگونه که در انواع 1 تا 4 پيداست اين است که دستاوردهاي ظاهري و مجزا از هم هيچ تاثيري ماندگاري بر زندگي مردم ندارد. واژه مشارکت را ميتوان بکار برد، با علم به اينکه به عمل نخواهد انجاميد. اگر هدف توسعه نيل به توسعه پايدار باشد، هيچ چيز کمتر از مشارکت کارکردي، کفايت نخواهد کرد. همه مدارک اشاره به موفقيت دراز مدت اقتصادي و زيست محيطي دارد که زماني رخ مي دهد که به افکار و دانش مردم ارزش نهاده شود و به آنان قدرت داده شود تا مستقل از کارگزاريهاي بيروني تصميم بگيرند.
اما کاربردهاي غالب مشارکت، تقريباً هميشه در بهترين شرايط از نوع ابزاري است. به تازگي پژوهشي درباره 230 نهاد توسعه روستايي که حدود 30 هزار کارمند در 41 کشور آفريقايي در استخدام داشت، نشان داد که کشاورزان در مراحل مختلف چرخه پروژه و شيوههاي بسيار متفاوتي مشارکت ميکنند. کارگزان بيروني به ندرت به گروههاي محلي اجازه کار به تنهاي ميدهند. برخي حتي بدون دخالت مردم مردم محلي کار ميکنند. کارگزاريهايي بيروني معمولاً همه منابع مالي را کنترل ميکردند، گرچه برخي از آنها تصميمهاي مشترک را امکان پذير مي ساختند. مشارکت به احتمال زياد صرفاً به معناي بحث کردن يا عرضه اطلاعات به کارگزاريهاي بيروني شود. اجزاي مشارکت کارکردي يا تعاملي به ندرت وجود داشت.
پزوهش ديگري درباره 121 پروژه تامين آب روستايي در 49 کشور آفريقا، آسيا و آمريکاي لاتين نشان داد که مشارکت بهترين و مهمترين عامل کمک کننده به اثربخشي و نگهداري شبکه هاي آب و منافع اقتصادي بود. در عين حال بيشتر اين 121 پروژه به مشارکت جامعه محلي روي آوردند يا آن را جزيي ويژه از پروژه کردند. اما فقط 21 درصد براي مشارکت تعاملي امتياز زيادي قايل شدند. واضح است که هدفها عملي نشد. تنها هنگامي که مردم در مراحل مختلف پروژه ها از طراحي تا نگهداري، در تصميم گيري دخالت داده شدند، بهترين نتايج بدست آمد. هنگامي که آنان فقط در تسهيم و مشاوره در زمينه اطلاعات دخالت ميکردند، نتايج بسيار ضعيفتر بود. بنابراين بايد در کاربرد و تفسير واژه مشارکت بسيار دقت نمود. با رجوع به گونه هاي مشارکت هميشه بايد آن را محدود و مشروط کرد. زيرا بيشتر آنها هدفهاي توسعه پايدار را محدود ميکنند، به جاي آنکه از آن حمايت کنند.
این هم تصویر زیبایی از شهرستان مهاباد......

دانشگاه هاي ساير كشورها
| دانشگاه تولوز فرانسه | http://www.univ-tlse1.fr/ |
منتظر لیست دانشگاههای مجازی هم باشید...

هدفهاي کشاورزي پايدار
طي 50 سال گذشته, سياستهاي توسعه کشاورزي در تاکيد بر نهاده هاي خارجي به عنوان وسيله اي بر افزاش محصولات خوراکي, به طرز چشمگيري موفق بوده اند. اين امر باعث رشد قابل ملاحظه استفاده از آفت کشها, کودهاي غيرآلي, خوراک دام, و تراکتور و ساير ماشين آلات شده است.
اين نهاده هايي بيروني به هر حال جايگزين فرايندها ي طبيعي و منابع طبيعي شده اند و آنها را آشيب پذيرتر کرده اند.
چالش اساسي براي کشاورزي پايدار استفاده از منابع دروني است. اين کار را مي توان با به حداقل رساندن مصرف نهاده هايي بيروني, بازآفريني موثرتر منابع دروني يا با تلفيقي از اين دو انجام داد. بنابراين کشاورزي پايدار عبارت است از هر نوع نظام توليد مواد خوراکي يا اليف که بطور نظام يافته هدفهاي زير را دنبال کند:
درآميختن کاملتر فرايندهاي طبيعي از چرخه مواد غذايي, تثبيت ازت و روابط آفت- دشمن طبيعي با فرايندهاي توليد کشاورزي.
کاهش کاربرد آن دسته از نهاده هاي غيرزراعي, بيروني و تجديد نشدني که قابليت آنها براي وارد آمدن خشارت به محيط زيست يا صدمه به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسيار زياد است و استفاده هدفدارتر از نهاده هاي باقيمانده که به منظور به حداقل رساندن هزينه هاي متغيير مصرف مي شوند.
دسترسي منصفانه تر به منابع و فرصتهاي توليد, و پيشرفت در جهت دستيابي به شکلهايي از کشاورزي که از نظر اجتماعي عادلانه تر است.
استفاده بسيار مولدتر از استعداد بالقوه زيست شناختي و ژنتيکي گونه ها گياهي و جانوري.
استفاده بسيار مولدتر از دانش و عمليات محلي, از جمله رهيافتهاي نووآورانه,اي که هنوز دانشمندان آنها را درک نکرده اند يا کشاورزان بطور گشترده آنها را نپذيرفته اند.
افزايش خوداتکايي در ميان کشاورزان و روستائيان.
تطبيق هرچه بيشتر الگوهاي کشت و استعداد توليد و معضلات زيست محيطي اقليم و چشم انداز طبيعت براي تضمين پايداري دراز مدت سطوح کنوني توليد.
توليد سودآور و کارآمد با تاکيد بر مديريت تلفيقي مزرعه, و حفاظت از خاک , آب, انرژي و منابع زيستي.
وظيفه ترويج کشاورزي فزوني يادگيري بين آناني است که در دنيا خاک را کشت مينند و دام را مي پرورانند تا با يادگيري مطالبي که لازم است بدانند, خود و ديگران را تغذيه کنند.
ترويج اغلب به عنوان يک نهاد آموزشي غير رسمي کشاورزي دو وجهه اي بين روستائيانو سازمانهاي کشاورزي دولتي تعيين مي شود.
تکنولوژیهای ارتباطاتی ابزاری هستند که حرکت جهانی شدن را به واقعيت نزديک میکنند و اينکه عدهای فکر میکنند اين تکنولوژیها برای برخی کشورها مفيد نيست و يا آنکه آنرا ابزاری برای ايجاد تغيير و تحول در کشورهای به خصوصی تلقی میکنند، من اين را قبول نمیکنم چون اين يک حرکت جهانی است، ماهوارهها و اينترنت همه کشورهای دنيا و همه فرهنگها را تحتتأثير قرار میدهند. صاحبان رسانههای بزرگ، شرکتهای فراملی هستند که در رأس آنها افرادی مثل مرداک، تد ترنر، مکس ول قرار دارند و اين رسانهها نه تنها بر روی افراد مختلف و جوامع گوناگون بلکه بر روی مردم و فرهنگ آمريکا هم تأثيرگذار هستند. اگر کمی به اطراف خود نگاه کنيم میبينيم که ابزار مختلفی داريم که بومی نيستند، تلفن، کاست، دوربين، تلويزيون، ساعت، اتومبيل، ما اينها را وارد کردهايم، اين منطقی نيست که سعی کنيم دوچرخه را از نو ابداع کنيم، اما میتوانيم دوچرخه را بومی کنيم يعنی نوع استفاده از دوچرخه و کاربرد آن در جوامع مختلف متفاوت است. بنابراين آنچه حائز اهميت است محتوای رسانهها و نحوه استفاده از فنآوری اطلاعات است.
متأسفانه چون کشورهای در حال توسعه هميشه بدنبال قافله حرکت کردهاند در دنيای ديجيتالی امروز و عصر اطلاعات، به خاطر تکنولوژیهای ماهوارهای و ارتباطاتی، سرعت انتقال اطلاعات و سرعت تغيير و تحول آنقدر سرسامآور شده که اگر آنها خودشان را با اين حرکت تطبيق ندهند، بيشتر عقب میمانند و رسانهها نقش مهمی در فرهنگسازی و افکار عمومی و حوزههای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی دارند و بايد تا آنجا که امکان دارد از آنها استفاده کرد و در مورد بومی کردن اينترنت هم بايد توجه داشته باشيم که نمیتوانيم ذرهبين روی يک درخت بگذاريم اما جنگل را ناديده بگيريم، اينترنت يک بخشی از يک جريان و روند است مهم اين است که آن جريان را بشناسيم و از آن برای توسعه کشورمان و بهتر شدن شرايط زندگی استفاده کنيم:
اينترنت از دو چيز تشکيل شده: 1- تکنولوژی به معنای ابزار و تکنيک 2- محتوا يعنی آنچه در بستر اينترنت جريان دارد. ما البته الان هم از ابزار اينترنت استفاده میکنيم اما بايد بياموزيم که چگونه از اين تکنولوژی نه تنها در سطح داخلی بلکه در سطح بينالمللی در جهت منافع ملی خود استفاده کنيم...
ادامه دارد.....
کشاورزي پايدار نقش بنياديني را به عنوان يکي از اجزاي نظام توليدي بشر ايفا مي کند و در مقابل کشاورزي تکنولوژي محور قرار گرفته است. در اين نوع کشاورزي با يک سري ويژگيهايي از جانب زارعان و کشاورزان در معرض ديد قرار ميگيرد که اين خصوصيتها و رفتارها عبارتند از توانمندي ها و مهارتهايي که از آن برخوردارند. فرايند بکارگيري تصميمگيري آنها در عمل و يک سري فعاليتهاي فردي و جمعي بکار ميروند. اين مفاهيم براي توسعه و سازماندهي ترويج مهم تلقي ميشوند و بايد مسئوليت ارتقا کشاورزان به سمت رغبت به سوی کشاورزي پايدار را ايجاد کنند و سرانجام تکنولوژي استانداردي را در سطح جامعه کشاورزی نشر دهند. اين توانمنديها شامل دانش اکولوژيک محلي معيشتي و تحليلي و مهارتهاي تجربي و هدايت زارعان به تصميم بهتر و با اطلاعات بيشتر متناسب با مديريت زراعي و اکولوژيک محلي است.
ترويج اين علاقهمندي را بايد از طريق روشهاي مشارکتي و مبتني بر تجربه و متناسب ايجاد نمايد. ارزيابي نيازها و شرايط توسعه تکنولوژي مشارکتي همراه با تشريح يکسري مفاهيم براي زارعان در بکارگيري نوآوري و توسعه از برنامه های مهم ترویج کشاورزی مي باشد. و در مراحل مختلف توسعه پايدار ترويج کشاورزي لازم است. بکارگيري اصول توسعه ظرفيتهاي مشارکتي بيش از مدلهاي مبتني بر شرايط يک چهارچوب مهم را براي توسعه اوضاع اقتصادي و اجتماعي و اکولوژيک فراهم ميکند.

این نمایی از غار آبی سهولان مهاباد است...
البته تصویر مربوط به چند کبوتر است که در داخل غار زندگی می کنند...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|